غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

564

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

لايق بآستان معدلت آشيان فرستاد و خطبه بنام همايون خوانده و التزام باج و خراج نمود و حاكم سارى سيد مرتضى نيز مطيع و منقاد گشته ابواب اخلاص و اطاعت‌گذارى بر روى روزگار خويش گشود آنگاه خاقان عاليجاه ايالت ولايت استرآباد را بميرزا عمر عنايت كرده اسباب سلطنت او را مرتب داشت و رايت نصرت آيت بصوب دار السلطنهء هراة برافراشت در اثناء راه حكومت مملكت طوس و جنوشان و كلات و ابيورد و نسا و يارز و سبزوار و نيشابور را بميرزا الغ بيك تفويض نمود و در چهارم جمادى الاخرى در ضمان حمايت ايزد تعالى بمستقر دولت و اقبال نزول اجلال فرمود . ذكر شهادت ميرزا پير محمد بن جهانگير بتقدير خداوند قدير ميرزا پير محمد جهانگير كه خسرو سليم النفس كم آزار و پادشاه كريم خلق عدالت آثار بود زمان امور ملك و مال را در قبضهء اقتدار پير علىناز نهاده اكثر اوقات بتجرع آب آتش رنگ و استماع نغمه عود و چنگ مشغولى مىفرمود آواز دلرباى ناى از انتقال سلطنتش خبر ميداد و آهنگ روح‌افزاى رباب مرثيه را بنوا ميخواند و او بىشعور از شراب ناب مىبود كه گفته‌اند بيت چو سلطان سرانداز باشد زمى * فتد بى خبر از سرش تاج كى لاجرم تمكن پير على سمت ازدياد پذيرفته خيال استقلال در دماغ او جاى گرفت و در ماه مبارك رمضان سنهء تسع و ثمانمائه كه ميرزا پير محمد در خلوتخانهء باطن چراغ انابت برافروخت و از فروغ نايرهء ندامت شمع مثال مىسوخت پير على ناپاك با جمعى بيباك برگرد سراپردهء پادشاهى محيط گرديد و در چهاردهم ماه مبارك مذكور آن شاهزادهء سعيد را شهيد گردانيد ميرزا سيد احمد ميرك در شبرغان از حدوث اينواقعه ترسان گشته بسان باد روان بجانب هراة شتافت و كيفيت جرأت پير على را بعرض حضرت خاقانى رسانيد از شنيدن آن خبر اندوه انبوه بخاطر انور راه يافت و امير مضراب و امير حسن صوفى ترخان و امير نوشيروان را همراه ميرزا سيدى احمد ميرك كرده بصوب بلخ روانساخت و مىخواست كه بنفس نفيس نيز از عقب روان شود كه ناگاه خبر مخالفت ميرزا عمر زلزله در اطراف ديار خراسان انداخت . ذكر مخالفت ميرزا عمر با حضرت خاقانى و كشته شدن او بقضاء سبحانى چون ميرزا عمر در مملكت جرجان لواء استيلا برافراشت فوجى از ابطال رجال را بجانب رى فرستاد هزار خانه‌وار مغول را كه در آن ملك با آغرق ميرزا ابا بكر بودند كوچانيده بمازندران آوردند و مكنت ميرزا عمر بدان واسطه سمت تضاعف گرفته خيال